ملا محمد مومن كرمانى

115

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

يك تقى خان ديگر بعد از تقى خان يزدى ، صحبت از تقى خان درّانى به ميان مىآيد . لطفعلى خان پسر شاهرخ خان ، « . . . چريك و تفنگچيان بلوكات را مرخص خانه نموده ، سوار و جمّازه سوار را با ساير عساكر ركابى را به سركردگى تقى خان درّانى روانهء كرمان نموده و نوشتند به عبد الرشيد خان كه گزارش اين است . او هم به محض اطلاع ، نايب در بم قرار داده روانه كرمان شد » . « 1 » داستان تقى خان را در تاريخ كرمان بايد ديد . درّانى دختر خود را به رضا قلى خان ، و دختر برادرش را به عبد الغنى خان ، فرزندان عبد الرشيد خان افشار عقد كرده بود و با آنها قوم‌وخويشى هم داشت و دختر عبد الرشيد خان را هم براى پسر خود گرفت . « 2 » و عجب اينكه

--> ( 1 ) - در اين وقت سنه هزار و يكصد و هفتاد و دو بود ( 1759 م . ) ( تاريخ وزيرى ) . خدا مراد خان زند كه مأمور دفع او بود ، كرمان را بعد از آن قلمرو كريم خان قلمداد كرد . ( از تاريخ گيتىگشا ، ص 91 ) . با وجود مقاومت‌هاى تقى خان درانى و شاهرخ خان افشار ، با همه اينها كرمانىها اصولا با كريم خان زند همراهى و همكارى كرده‌اند ، صرف‌نظر از اينكه بعد از مرگ كريم خان ، هم صادق خان زند را پناه دادند ( حواشى مجمل التواريخ گلستانه ، ص 355 ) ، و هم لطفعلى خان را - چنان‌كه باز خواهيم گفت - اصولا در زمان حيات كريم خان هم با او بوده‌اند و من بايد عرض كنم كه دويست سال پيش از اين آخرين سربازان ايرانى كه در بصره جا خوش كردند ، لرها و كرمانىها بودند . عبد الرزاق دنبلى مىنويسد : كريم خان در اواخر عمر هوس تسخير بصره كرد ، « على محمد خان را با جمعى از سواره و پيادهء الوار ، و كرمانى به فتح بصره تعيين ، و ايشان را با طوايف اعراب بصره در كنار شط العرب مجادلتى سهمگين و محاربتى سنگين رفت و جمعى از جوانان نامى با على محمد خان كشته شده و در كنار شط ، خون جوانان مشكين‌خط ، به خاك آغشته ، كرّة بعد اخرى ، صادق خان را با سپاهى بزرگ و تدارك سترگ بفرستاد ، وى بعد از مدتى محاصره ، بصره را بگرفت و غنايم بىشمار و لآلى آبدار و اجناس بىقياس به حيطهء ضبط آورد . » ( تجربة الاحرار . تصحيح قاضى طباطبائى ، ص 42 ) . امروز بيش از دويست سال از آن واقعه گذشته ، براى بار دوم ، در قضيهء فتح « فاو » و نزديك شدن به بصره ، چند صباحى تاريخ تكرار شد . و لشكر ثار الله كه عموما كرمانى بودند - در آنجا راه يافتند و ما حس كرديم كه در آن طرف شط چه خبر است . ( 2 ) - حواشى تاريخ كرمان ، ص 734 .